محمد الريشهري ( مترجم : شيخى )
113
منتخب ميزان الحكمة ( فارسى )
كنم ؟ فرمود : نه ، من خود سزاوارتر به اين كارم ؛ امّا با من بيا . به صُفّهء بنى ساعده رسيديم ، ديديم عدّهاى خوابيدهاند . حضرت ، زير جامهء هر يك از آنها يكى دو گردهء نان مىگذاشت تا به آخرين نفر آنها رسيد . آن گاه برگشتيم . من عرض كردم : فدايت شوم ، اينها حق را مىشناسند ( به امامت شما معتقدند ) ؟ فرمود : اگر مىشناختند ، آرد هم به آنها مىداديم . 460 الكافى - به نقل از ابو عمرو شيبانى - : امام صادق عليه السلام را ديدم كه در دستش بيلى بود و پيراهنى ضخيم بر تن داشت و در بوستان خود كار مىكرد و عرق از پشت او سرازير بود . عرض كردم : فدايت شوم ؛ اجازه بدهيد من به جاى شما كار كنم . فرمود : من دوست دارم كه مرد ، براى تأمين معيشت خود ، در گرماى آفتاب اذيّت شود . 24 . امام موسى كاظم عليه السلام 147 - تصريح به امامت آن حضرت 461 المناقب ، ابن شهر آشوب - به نقل از صفوان جمّال - : از امام صادق عليه السلام دربارهء دارندهء اين منصب ( امامت ) سؤال كردم . حضرت فرمود : دارندهء اين مقام ، به لهو و لعب نمىپردازد . در اين هنگام موسى بن جعفر ، كه كودكى بود ، وارد شد در حالى كه ماده بزغالهاى مكّى با خود داشت و به او مىگفت : پروردگارت را سجده كن ! ابو عبداللَّه او را گرفت و در آغوش كشيد و فرمود : پدر و مادرم فدايش كه اهل لهو و لعب نيست . 148 - امام در زندان 462 عيون أخبار الرضا - به نقل از ثوبانى - : ابوالحسن موسى بن جعفر عليهما السلام ، به مدّت ده سال و اندى ، هر روز پس از بالا آمدن آفتاب به سجده مىرفت و تا هنگام ظهر در سجده بود . گاهى اوقات هارون روى بامى كه مشرف بر زندان امام كاظم عليه السلام بود مىرفت و حضرت را در حال سجده مىديد . يك بار به ربيع گفت : اين جامهاى كه هر روز در آن جا مىبينم چيست ؟ ربيع گفت : اى امير المؤمنين ! آن جامه نيست بلكه موسى بن جعفر عليهما السلام است كه هر روز بعد از طلوع خورشيد تا هنگام ظهر به